حتی از بهشت هم بالاتر...
دستت را می گیرم و با هم به بالاترین نقطه می رویم!
از اینجا همه چیز خوب دیده می شود!
فرشته ها در طبقات مختلف در حال عبادتند و عده ای هم روی شاخه های طوبی نشسته اند و با هم صحبت می کنند!
از این بالا چقدر خوب می شود بهشت را دید!
جوی شیر وعسل ومیوه های آنچنانی و مرغهای بریان!
همه چیز مهیاست!
آنجا را ببین!
نیکوکارانی که یکی یکی از در بهشت وارد می شوند وغرق در خوشی و نعمت بهشتی ، می کنند آن کارهایی را که به خاطر انجام ندادنش در آن دنیا، به بهشت رسیده اند!
معامله خوبی بود!
عده ای هم راضی نمی شوند و بالا می آیند و بالاتر!
آنها بیشتر می خواهند!
اصلا باید بیشتر خواست رحمت خدا که انتها ندارد!
هر کسی در یک طبقه متوقف می شود چون در آن طبقه می یابد آن چیزی را که می خواسته!
وقتی که رسیدی دیگر بالاتر رفتن و جستجوکردن معنا ندارد!
ازاین بالا همه چیز خوب دیده می شود...
هیچکس دوست ندارد بیاید این بالا!
دوست ندارد بیاید این جایی که من و تو نشسته ایم!
اصلا بیاید چکار کند؟!
اینجا که غیر از خدا و تو و من چیز دیگری نیست!
هست...؟!
می پرسم:
اینجایی که ما هستیم کجاست که حتی از بهشت هم بالاتر است؟!
آخر تو و من بدون پرس و جو دست دردست هم آنقدر بالا آمده بودیم تابه اینجا رسیده بودیم!
به من نگاه می کنی، آخر تو هم جواب این سوال را نمی دانی!
هردو نگاه پرسشگرمان را به خدا می دوزیم، لبخند خدا درعرش نقش می بندد و می گوید:
اینجا قاف عشق است...

واژه های کلیدی : عشق، قاف، خدا، بهشت، تو، من، طوبی
چهارشنبه 89 مرداد 13
كلك مشكين تو :
اولین جلسه آشنایی با سبکهای ادب پارسی
سلام
اولین جلسه آشنایی با سبکهای ادب پارسی در روز سه شنبه با حضور جمعی از دوستان ازجمله مدیران وبلاگهای این انبوه سیب خورها...، سر سودا ، طوبی و ققنوس در فرهنگسرای ارسباران تشکیل گردید.
مباحث و سوالهای خوبی مطرح شد و امیدوارم که در جلسات آینده در کنار سایر دوستان فرهیحته بتوانیم بیشتر بیاموزیم.
یکی از دلایلی که من عنوان کلاس را اینگونه انتخاب کردم این است که در سبک شناسی می توان به اثر شاعر ونویسنده از همه ی جوانب نگاه کرد و از زوایای مختلف آن را بررسی نمود.
ساده ترین تعریف سبک این است که "سبک نحوه و نوع بیان است".در سبک شناسی هم مساله زبان است هم فکر و به همین دلیل می توان گفت که بررسی سبک شناسانه یک اثر می تواند بررسی کامل و همه جانبه ای باشد. یک قطعه شعر و یا نثر ادبی در سبک شناسی از نظر دستوری ، واژگانی، صناعات ادبی،معانی وبیان، محتوی و... بررسی می شود و این نوع بررسی می تواند به مخاطب کمک کند تا دیدی جامع وکلی در مورد آثار ادبی و ادوار مختلف ادبی(در ادبیات ایران) به دست بیاورد.حال این سوال مطرح است: مخاطب غیر متخصص که به علوم یاد شده تسلط ندارد چه باید بکند؟ این دیگر وظیفه مدرس است که کم کم با بررسی آثار شاعران و نویسندگان دانش پژوهان را با تک تک این علوم آشنا کند.
در اینجا تعریف سبک را از زبان چند تن از اندیشمندان و ادبا می آورم تا به فهم بهتر هدف سبک شناس و سبک شناسی کمک شود:
سبک خود شخص است.
بوفن طبیعی دان و نویسنده قرن هجدهم فرانسه
سبک شیوه دیدن است.
فلوبر داستان نویس مشهور فرانسوی
سبک قیافه شناسی ذهنی صاحب قلم است.
شوپنهاور فیلسوف آلمانی
برنارد شاو در مقدمه مرد و ابر مرد می نویسد:
کسی که چیزی ندارد بگوید،سبک هم ندارد.نهفته های ذهن انسان به رغم میل او هم که باشد در طرز بیانش جلوه دارد.
نیما یوشیج هم در مورد سبک سخنانی دارد مانند:
شاعری که فکری تازه دارد، تلفیقات تازه هم دارد. در حافظ و سعدی و نظامی و بعد در سبک هندی این توانگری را به خوبی می بینید.
درباره شعر وشاعری ص109
هر کس به اندازه فکر خود کلمه دارد ودر پی کلمه می گردد...شعرایی که فکری ندارند تلفیقات تازه هم ندارند
همانجا ص116

واژه های کلیدی : زبان، این انبوه سیب خورها، سر سودا، طوبی، ققنوس، بوفن، فلوبر، شوپنهاور، برنارد شاو، نیما یوشیج، ارسباران
جمعه 89 فروردین 27
كلك مشكين تو :
لیست کل یادداشت های این وبلاگ