سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
خرداد 1389 - طرّه ی آشفتگی</ti><html> <head> <title>خرداد 1389 - طرّه ی آشفتگی

 

طره آشفتگی را احتیاج شانه نیست

 

   1   2      >

آیا مجازات ابرازعشق، مرگ است؟



سلام


می خواهم در مورد یکی از شخصیتهای شاهنامه که شاید به خاطر نقشی که غیر مستقیم در ماجرای قتل سیاوش داشته، بسیار منفور است، بنویسم. وآن شخص کسی نیست به غیر از سودابه همسر کاووس شاه و دختر پادشاه هاماوران.
 داستان به طور خلاصه این است که کاووس عاشق سودابه می شود و با مخالفت پدر رو برو گشته و به خاطر کاووس خطر مرگ و از چشم پدر افتادن و زندان را به جان می خرد و بلاخره همسر کاووس شده و در آخر کار با عشقی که به سیاوش پیدا می کند کارش به رسوایی می کشد و سیاوش بی گناه برای دوری از هر گونه اتفاق دیگری جلای وطن می کند و به توران می رود و در آنجا کشته می شود.
آن چیزی که در این داستان به خوبی جلوه می کند دو شخصیت متفاوت سودابه است که در جایی برای رسیدن به کاووس به همه چیز پشت می کند و در جایی عاشقانه و شاید بوالهوسانه دل به سیاوش می بندد و رسوایی را به جان می خرد.
سوال اینجاست که سودابه چقدر در این ماجرا مقصر است؟
همانطور که در شاهنامه آمده پس از آنکه رستم از کشته شدن سیاوش خبردار می شود به حرمسرای کاووس رفته و جلوی چشم کاووس سودابه را می کشد، با توجه به اینکه سالیان سال از رفتن سیاوش گذشته و او در توران همسر گزیده، چقدر می توان گناه خون سیاوش را به گردن سودابه انداخت و او را به خونخواهی سیاوش به قتل رساند، آن هم بدون محاکمه؟!
کمی به عقب بر می گردیم، پس از ازدواج کاووس با سودابه و ماجراهای مربوط ، دیگر حرفی از سودابه به میان نمی آید تا ناگهان سرو کله سیاوش که از همسر دیگر کاووس شاه است  پیدا می شود و...
باید دید که در این مدتی که شاهنامه در مورد سودابه سکوت می کند چه اتفاقاتی افتاده، کاووس شاه چقدر تغییر کرده و مناسبات این دو چگونه بوده است!
شاید بی تفاوتی و سردی کاووس شاه علت اصلی این ماجرا بوده و از طرفی زیبایی و جذابیت سیاوش را هم از نظر نباید دور داشت. شاید خیلی ها عاشق سیاوش بودند اما تنها کسی که دل به دریا زد و این عشق را بروز داد سودابه بود.
چرا عوامل دیگر این ماجرا بررسی نشده اند ؟
به راحتی همه ی گناه ها گردن سودابه انداخته شد تا مخاطب شاهنامه بتواند با ریخته شدن خون سودابه ، کشته شدن سیاوش را راحت تر تحمل کند و با خود بگوید این است سزای زنی است که با خیانت به شوهرش باعث کشته شدن سیاوش گردید!
دراین که سودابه گناهکار است حرفی نیست،اما باید دید که مجازات ابرازعشق، مرگ است؟
آیا عاشق شدن ارادی است؟
آیا می شود اراده کرد وعاشق شد؟
آیا می توان اراده کرد که عاشق نبود؟
آیا...


عشق


واژه های کلیدی : عشق، گناه، شاهنامه، سیاوش، سودابه، کاووس، خیانت

پنج شنبه 27 خرداد 89

كلك مشكين تو : ‍



قربان دل شکسته ات...!

 


 


سلام


چند تا رباعی مرتکب شدم که تقدیم می کنم به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و تمامی خواهران خوبم در دنیای سایبر ،که مصادیق عینی پیروی از آن حضرت هستند:


می رفتی و روی دست مولا بودی
در فکر طلوع صبح فردا بودی
تنها ماندی! غریب و بی نام و نشان
اما نگران مرد تنها بودی
***
خاک تو کجاست تا برآن گریه کنم
دور از همه،‌باز بی امان گریه کنم
بی بی! نظری که من کنار تو شبی
همراه زمین و آسمان گریه کنم
***
قربان نگاه خسته ات بی بی جان
لبهای به غصه بسته ات بی بی جان
این دل که شکست، باز پهلوی تو بود
قربان دل شکسته ات بی بی جان


شمع و گل


پ ن: این چند رباعی  تحت تاثیر حس قشنگ و عمیقی  که در رباعی استاد واحدی در مجموعه شعر "چقدر فاصله" ایشان، با مطلع "دارم به سرم هوای تان بی بی جان"  وجود داشت، حاصل آمد.
پ ن2:ما عموما صبر می کنیم تا به یک مناسبتی کاری از این دست انجام دهیم  اما  به نظر من گفتن و نوشتن از بزرگان همیشه مناسبت دارد...


واژه های کلیدی : حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، بی بی جان، رباعی

چهارشنبه 19 خرداد 89

كلك مشكين تو : ‍



مغز اون باید متلاشی بشه!

سلام
دوتا آدم که همیدگه رو نمی شناسن وقتی توی میدون جنگ با هم برخورد می کنن فقط یه فکر توی کله شونه!
اونی که روبروت وایساده دشمنه!
فقط و فقط دشمن...!
هیچوقت با خودشون فکر نمی کنن که اون ممکنه پدر باشه، برادر، همسر و یا...!
اون دشمنه و باید کشته بشه!
قلب اونو باید باگلوله سوراخ کرد!
فکر نمی کنی که ممکنه این قلب، قلب یه عاشق باشه؟
...
مغز اون باید متلاشی بشه!
فکر نمی کنی که اون مغز ممکنه مغز یه شاعر و یا یه معلم باشه؟
...
اما اگه همین دوتا آدم توی یه جایی مثه گالری نقاشی با هم برخورد کنن، چنان در محیط و زیبایی هاش غرق می شن که نمی تونن به چیزی غیر از مهربونی و دوستی فکر کنن...

راستی چرا توی دنیای ما که به این بزرگیه، اینقدر گالری نقاشی کمه... ؟!


جنگ


واژه های کلیدی : جنگ، عاشق، آدم، شاعر، گالری نقاشی، مهربونی

چهارشنبه 12 خرداد 89

كلك مشكين تو : ‍



آشنایی با سبک های ادب پارسی

 


سلام برتمامی دوستان عزیز واهالی ادب
بلاخره ساعت کلاس آشنایی با سبک های ادب پارسی تثبیت شد و بنده هر هفته روزهای سه شنبه ساعت چهار  تا پنج و نیم بعد از ظهر در خدمتتان هستم!
امیدوارم که دیگر تا پایان ترم تغییراتی نداشته باشیم!
 


مادرس سحر در ره میخانه نهادیم...


واژه های کلیدی : آشنایی با سبک های ادب پارسی

یکشنبه 9 خرداد 89

كلك مشكين تو : ‍



رشته اژدها کشی...

سلام
یادمه اولین روز دانشگاه، اولین سوالی که مطرح شد این بود:
استاد!ما برای چی ادبیات می خونیم؟!
همه ی گوشها تیز شد! سوال خیلی مهم بود وجواب اون مسیر ومقصد ما رو مشخص می کرد!
همه سراپا گوش شدیم، استاد نگاهی از سر تاسف به ما انداخت و با لبخندی معنی دار گفت:
در چین عده ای جمع شدن و رشته ای به نام رشته ی اژدها کشی را تصویب کردن که دردانشگاه تدریس بشه!
همه ی ما هاج و واج چشم به دهن استاد دوخته بودیم که ارتباط بین این مقدمه و سوال رو کشف کنیم!
استاد ادامه داد:خلاصه کنکوری برگزار شد و عده ای قبول شدن و شروع کردن به تحصیل در این رشته و بعد از مدتی فارغ التحصیل شدن!
بعد از فارغ التحصیلی هرچی گشتن دیدن اژدهایی نیست که بکشن! جلسه ای تشکیل دادن و به این نتیجه رسیدن که برای بیکار نموندن دوباره این رشته روتدریس کنن! این کارو کردن وخلاصه هنوز که هنوزه این کار داره انجام می شه!
استاد که قیافه های متعجب ما رو دید وفهمید که هنوز نفهمیدیم گفت: رشته ادبیات هم همینه دیگه!
برای من خیلی جالب بود که یه استاد در اولین روز کلاس برای کسایی که تازه وارد محیط دانشگاه شدن این حرفا رو بزنه!
حالا میشه فهمید چرا علوم  انسانی ما به اینجا رسیده! وقتی استادی رشته خودشو توی دانشگاه برای دانشجو ،اونم از نوع تازه واردش،اینجوری تعریف می کنه دیگه چه توقعی می شه از بقیه داشت!


اژدها


واژه های کلیدی : ادبیات، دانشگاه، رشته اژدها کشی، کنکور، استاد، علوم انسانی

چهارشنبه 5 خرداد 89

كلك مشكين تو : ‍



   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
یک آموزگار بر ابدیت اثر میگذارد
آیا من هم پیری کودک خواهم بود؟
فقط به پاییز می اندیشم...
آوار اندیشه های خود...
فتنه انگیز جهان غمزه ی جادوی توبود...
چگونه می توان در شعر هنجار شکنی کرد؟
[عناوین آرشیوشده]
  •  RSS 
  •  Atom 

  • خانه


  • پست الکترونیک

  • پارسی بلاگ



  • کل بازدید: 120235
    بازدید امروز : 43
    بازدید دیروز : 131



    وردیانی[234]

    طرّه ی آشفتگی

    پیوندهای روزانه
    شجریانی ها [76]
    فهرست موسیقی ایران [15]
    کتابخانه مجازی ایران [38]
    کتابناک [11]
    گفتگوی هارمونیک [10]
    لغت نامه دهخدا [60]
    گنجور [18]
    پایگاه سبطین [112]
    جستار [45]
    صادق هدایت [129]
    شعر سپید معاصر [93]
    کانون ادبیات ایران [66]
    کتاب شعر [97]
    شورای گسترش زبان فارسی [59]
    شعر نو [150]
    [آرشیو(31)]

    مطالب بایگانی شده
    دی 1387 [20]
    بهمن 1387 [26]
    اسفند 1387 [15]
    فروردین 1388 [13]
    اردیبهشت 1388 [12]
    خرداد 1388 [14]
    تیر 1388 [14]
    مرداد 1388 [8]
    شهریور 1388 [9]
    مهر 1388 [7]
    آبان 1388 [5]
    آذر 1388 [6]
    دی 1388 [4]
    بهمن 1388 [5]
    اسفند 1388 [4]
    فروردین 1389 [4]
    اردیبهشت 1389 [6]
    خرداد 1389 [6]
    تیر 1389 [3]
    تیر 89 [2]
    مرداد 89 [4]
    شهریور 89 [4]
    مهر 89 [6]
    آبان 89 [2]
    آذر 89
    بهمن 89 [2]
    اسفند 89
    اردیبهشت 90 [2]
    خرداد 90 [3]
    تیر 90 [4]
    مرداد 90 [5]
    شهریور 90 [4]
    مهر 90 [3]
    آبان 90
    آذر 90
    دی 90 [2]

    اشتراک در خبر نامه

     


    پیوند دوستان
    وبلاگ دیگرم(شور شعر)
    لبگزه-استاد واحدی
    ترنم - بوی جوی مولیان
    خورشید خانوم-مجتبی لطفی
    برگباد- مهدیه سلیمانی
    لبخند نیشخند زهرخند-آرش بابایی
    سرّ سودا
    برگ بی برگی-نازنین جمشیدیان
    این انبوه سیب خورها...-حسن شیرعلی
    دیدار تو رویا نیست-سالم پور احمد
    کی اف
    کلاغ راست مغز-ابراهیم نریمان
    ققنوس
    شروعی دوباره-محمدحسام الدین مقدس زاده کرمانی
    نشانی
    کلبه ی دوستی
    شعر چهار پاره-سیما خشنو






    وضعیت من در یاهو
    یــــاهـو
    آمار