سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
انسان - طرّه ی آشفتگی</ti><html> <head> <title>انسان - طرّه ی آشفتگی

 

طره آشفتگی را احتیاج شانه نیست

 


همه ی موسیقی زندگی مان...

 


 مردی در حال نواختن بود دوستانش دور او جمع شدند و از او در خواست کردند که برایشان بنوازد. مرد نشست و با انگشت یکی از پرده ها(نت ها) را گرفت و شروع کرد به زخمه زدن، دوستانش منتظر بودند تا او با جابجا کردن انگشت و عوض کردن پرده ها نغمه ای بیافریند اما متوجه شدند که نوازنده خیال ندارد نت دیگری بنوازد. وقتی علت را جویا شدند نوازنده بادی به غبغب انداخت و گفت: اگر می بینید دیگر نوازندگان از پرده های دیگر(نت های دیگر) استفاده می کنند به این خاطر است که آنها پرده اصلی را پیدا نکرده اند اما من آن را پیدا کردم ببینید! همین پرده ای است که من گرفتم...!
متاسفانه خیلی از آدمها فکر می کنند که در زندگی پرده اصلی را یافته اند و تمام هم و غم خود را متمرکز همان پرده می کنند در صورتی که غیر ممکن است نغمه زندگی با یک نت ساخته شود...
جنبه های مختلف زندگی انسان نت هایی هستند که موسیقی حیات او را تشکیل می دهند و هرچه تعداد این نتها بیشتر و متنوع تر باشند ملودی حاصل از آن غنی تر و زیبا تر خواهد بود...
براستی تا کنون چند نت از نتهای زندگی مان را کشف کردیم؟
آیا همه‌ی موسیقی زندگی مان تنها تکرار یک نت است؟
آیا به دنبال یافتن نتهای جدیدی بوده ایم و از آن مهمتر آیا دغدغه‌ی زیبا تر کردن موسیقی حیاتمان را داشته ایم؟
آیا...


واژه های کلیدی : موسیقی، نغمه، زندگی، انسان، حیات، نوازنده، ملودی، پرده

دوشنبه 2 خرداد 90

كلك مشكين تو : ‍



به سرش هوای حوا زد و رفت...!

سلام
در این پست می خواهم در موردحضرت حوا صحبت کنم.کسی  که در عین شهرت، به اندازه کافی شناخته  شده نیست. حوا، شخصیتی است که  در شعر بسیاری از شعرای متقدم و متاخرحضور داردوعلاوه بر این در کتب عرفانی هم  از او بسیار صحبت شده است:
"پس حوا را که ام البشر بود از پهلوی چپ وی[آدم] بر وجه ابداع و سبیل اختراع پدید آورد"
اسرار التوحید ص 3
" وارباب لطائف گویند که چون آدم اندر بهشت بخفت ، حوا از پهلوی چپ وی پدیدار آمد و همه بلای وی از حوا بود"
کشف المحجوب ص460
"و از روی حقیقت آدم صورت عقل کل است و حوا صورت نفس کل است و ازاین معنی طالب متنبه می گردد و به کیفیت ظهور حوا از جانب یسر آدم"
شرح گلشن راز ص 195
ترا زپشتی همت به کف شود ملکت
بلی ز پهلوی آدم پدید شد حوا
خاقانی
نام حوا در قرآن نیامده است و فقط در بعضی از آیات به همسر آدم اشاره شده ،مثلا در آیه یکم سوره نساء:
"پروردگار شما کسی است که آفرید شما را از یک تن و آفرید از آن جفت او را..."
و در سوره اعراف آیه 189:
"خداوند زوجی[حوا] را از جنس آدم و بشری مانند او آفرید تا آدم بدو آرام گیرد و از وحشت تنهایی برهد..."
پس لفظ حوا از کجا آمده است؟ شاید جالب باشد که بدانید لفظ حوا در تورات آمده و ازآنجا به ادبیات و شعر ما -شاید همراه  با اسرائیلیات- رسوخ کرده است:
" و آدم زن خود را حوا نام نهاد" تورات – سفر پیدایش – آیه 20
جالب این است که خلق حوا از دنده ی چپ آدم که به طور مفصل در کتب تفسیر ما آمده، ماخوذ از تورات است:
" وخداوند خوابی گران بر آدم مستولی کرد و یکی از دنده هایش را گرفت و گوشت در جایش پر کرد* و خداوند از آن دنده که از آدم گرفته بود زنی آفرید و وی را به نزد آدم آورد* و آدم گفت: همانا این است استخوانی از استخوانهایم و گوشتی ازگوشتم"        تورات - سفر پیدایش – باب 2- آیات 21 تا 23
شاید لفظ "نسا "در معنی زن در زبان عربی هم به این سبب باشد که از واژه ی " انسان" گرفته شده است.


پ ن1:
شاید اول این نوشتارباید به این نکته اشاره می کردم که :
تمام صحبت من در مورد واژه ی حوا بود و  اینکه این واژه از کجا به ادبیات و متون دینی و تفسیری ما وارد شده است
اما خوشحالم که دوستان به موارد دیگری  عنایت داشته اند  که می تواند سر آغاز بحث ها و پژوهشهای جدیدی باشد.
پ ن2:
دوست گرامی پریزاد برکه نور در جواب سوال بعضی از دوستان مطلبی را عنوان کرده اند که می تواند بسیار روشنگر باشد
 ...پیشنهاد می کنم شما به پرسش ها پاسخ ندهید
اجازه بدهید کاربران جوان و فرهیخته شما خود به دنبال پاسخ سوالاتی که با تلنگر شما ایجاد شده بروند     و حالا سخنی کوتاه با دختران خوبم یکتا و الهام :
برداشت شما از این مطلب تحلیلی متعجب ام کرد شما از کجا به این نتیجه فمینیستی رسیدید که...؟  فقط چون نام حوا در قرآن نیامده؟ قرآن نگفته های بسیار دارد که هیچکدام دال بر عدم آنها و یا بی مقداری شان نیست اما در آیات گوناگون و روایات اهل بیت تاویل و تفسیر می شوند.در قرآن سوره ای داریم به نام مریم زن پارسا و برگزیده ای که با نفس قدسی خدا پیامبر بزرگی را در دامان اش پرورش داد .هیچوقت به این ارزش و اعتباری که با این سوره برای بانوان متصور می شود فکر کرده اید؟
عزیزان ام به شما توصیه می کنم در همین زمینه پژوهشی داشته باشید وخدا را شکر هردو دانشجو هستید و اهل مطالعه و تحقیق و اینتر نت هم که راه ها را هموار کرده است
حتا می توانید برای تکمیل و ادامه مطلب استاد وردیانی نتیجه تحقیق تان را برای مطالعه ما و دیگر مشتاقان در اختیار همه قرار دهید...
 دوست عزیز دیگرم جناب آقای شیر علی هم بسیار زلال و روان بر پست حقیر تکمله ای زده اند:
...ولی اونچه من فکر میکنم از این تعبیر اینه که زن از وجود مرد هست یعنی هردو از یک پیکر واحدن و بدون هم کمالی برشون نیست . و جزئی که داره مسیر کمال رو طی میکنه تو جزیی بودنش برتری بر همجنس و همسطح خودش نداره . که بخش عشق وجود در زن متجلی میشه که بسیار میتونه تجلی زیباتری باشه تا تجلی عقل خالی از عشق . این دو عضو مثل دو بال می مونه و و و . . .
صمیمانه از هر دوی این بزرگواران تشکر می کنم


پ ن 3:استاد بزرگ جناب آقای واحدی هم در این مورد پستی مرقوم فرموده اند که علاقه مندان می توانند برای آگاهی بیشتر  به آن مراجعه نمایند لینک پست


http://labgazeh.parsiblog.com/-224588.htm



واژه های کلیدی : انسان، خاقانی، اسرار التوحید، تورات، سفر پیدایش، حوا آدم، کشف المحجوب، شرح گلشن راز

سه شنبه 26 آبان 88

كلك مشكين تو : ‍



ما بدون حکمت نجات نخواهیم یافت!!!

سلام


ویل دورانت درجایی از مقدمه کتاب لذات فلسفه چنین نوشته،راستش حیفم آمد که برای شما ننویسم:


 امروز فرهنگ ما سطحی و دانش ما خطرناک است زیرا از لحاظ ماشین توانگر و از نظر غایات و مقاصد فقیر هستیم . آن تعادل ذهنی که وقتی از ایمان دینی گرمی برمی خاست از میان رفته است.علم مبانی فوق طبیعی اخلاقیات را از ما گرفته است و گویی همه جهان در اصالت فردیتی درهم وبرهم که نشانه قطعه قطعه شدن نامنظم خوی و منش است، گم گشته است.ما باز دربرابر مساله ای هستیم که سقراط را به خود مشغول داشته بود:


چگونه می توانیم اخلاقی به دست بیاوریم که جایگزین ضمانتهای اجرایی مافوق طبیعی که دیگر نفوذی در رفتار انسان ندارد،بشود؟


ما صد هزار سیاست باز داریم اما یک سیاستمدار نداریم!


ما بر روی زمین با سرعتی بی سابقه حرکت می کنیم ونمی دانیم وفکرنکرده ایم که کجا می رویم و آیا در اینجا برای نفوس نا آرام خود سعادتی پیدا خواهیم کرد. ما با دانش خود که ما را با قدرت خود سرمست کرده است نابود می شویم !


ما بدون حکمت نجات نخواهیم یافت!!! 


ویلیام جیمز دورانت


واژه های کلیدی : انسان، ویل دورانت، لذات فلسفه، فرهنگ، سقراط، سیاست باز، سیاستمدار، نفوس نا آرام

پنج شنبه 17 اردیبهشت 88

كلك مشكين تو : ‍



سعدی گناهکار!


سلام


خیلی ها برسعدی عیب گرفته اند که اعمال انسان را که گاهی رسوایی برانگیزند بیان می کند .سعدی گناه کسی را نمی پوشاند و خطایای خود را هم انکار نمی کند. او انسان را با همه ویژگی ها ولعزش هایش می پذیرد.کدام دلی است که در برابر زیبایی های این دنیا به لرزه در نیاید و هوس وآرزوی خطا نکند؟


انسان با عشق به زیبایی سرشته شده است .جایی که سعدی از عشق و جوانی سخن می گوید و شیفتگی و زیبا پرستی خود را یاد می کند در اصل از زبان بشر سخن می گوید و درست ترین و بی پیرایه ترین سخن او هم همین است .او تنها کسی نیست که زیبایی دلش را می لرزاند دلهای زاهدان وعابدان هم از این هوس در اضطراب است اما سعدی می گوید و آنها نه!


تفاوت سعدی با ریاکاران این است که سخنش راست و بی پرده است اگر خریدار لذت گرم گناه عشق است دیگر گناه سرد ریا و دروغ را مرتکب نمی شود.اقرار می کند که زیبایی قوت پرهیزش را می شکند و دلش را می لرزاند.همین ذوق سرشار ودل عاشق پیشه است که او را با کائنات مربوط می کند و با طبیعت همدل و هم صدا می شود.دل باید چنین زیبا پرست و عاشق باشد تا بتواند هر گناه وضعفی را ببخشاید و تاب بیاورد.دلی مانند دل اوست که در همه جا و با همه چیز همدرد و هم رنگ می شود و از دنیا چنان که هست لذت می برد.با این همه برای دل او هم چیزی هست که از آن نفرت داشته باشد وآن را تحمل نکند و گناه سعدی هم همین است که خود فروشی و ریا کاری را- که دنیای زیبا را در نظر انسان آگاه زشت و پست می کند-برنمی تابد و تحمل نمی کندو از همین روی زاهدان ظاهر پرست از حال او آگاه نیستند و بر او خرده می گیرندچرا که او درخلوت وجلوت همان است که هست و آنان چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند!  


کاشی نوشته داخل آرامگاه سعدی


واژه های کلیدی : عشق، سعدی، انسان

جمعه 28 فروردین 88

كلك مشكين تو : ‍




لیست کل یادداشت های این وبلاگ
یک آموزگار بر ابدیت اثر میگذارد
آیا من هم پیری کودک خواهم بود؟
فقط به پاییز می اندیشم...
آوار اندیشه های خود...
فتنه انگیز جهان غمزه ی جادوی توبود...
چگونه می توان در شعر هنجار شکنی کرد؟
[عناوین آرشیوشده]
  •  RSS 
  •  Atom 

  • خانه


  • پست الکترونیک

  • پارسی بلاگ



  • کل بازدید: 120252
    بازدید امروز : 60
    بازدید دیروز : 131



    وردیانی[234]

    طرّه ی آشفتگی

    پیوندهای روزانه
    شجریانی ها [76]
    فهرست موسیقی ایران [15]
    کتابخانه مجازی ایران [38]
    کتابناک [11]
    گفتگوی هارمونیک [10]
    لغت نامه دهخدا [60]
    گنجور [18]
    پایگاه سبطین [112]
    جستار [45]
    صادق هدایت [129]
    شعر سپید معاصر [93]
    کانون ادبیات ایران [66]
    کتاب شعر [97]
    شورای گسترش زبان فارسی [59]
    شعر نو [150]
    [آرشیو(31)]

    مطالب بایگانی شده
    دی 1387 [20]
    بهمن 1387 [26]
    اسفند 1387 [15]
    فروردین 1388 [13]
    اردیبهشت 1388 [12]
    خرداد 1388 [14]
    تیر 1388 [14]
    مرداد 1388 [8]
    شهریور 1388 [9]
    مهر 1388 [7]
    آبان 1388 [5]
    آذر 1388 [6]
    دی 1388 [4]
    بهمن 1388 [5]
    اسفند 1388 [4]
    فروردین 1389 [4]
    اردیبهشت 1389 [6]
    خرداد 1389 [6]
    تیر 1389 [3]
    تیر 89 [2]
    مرداد 89 [4]
    شهریور 89 [4]
    مهر 89 [6]
    آبان 89 [2]
    آذر 89
    بهمن 89 [2]
    اسفند 89
    اردیبهشت 90 [2]
    خرداد 90 [3]
    تیر 90 [4]
    مرداد 90 [5]
    شهریور 90 [4]
    مهر 90 [3]
    آبان 90
    آذر 90
    دی 90 [2]

    اشتراک در خبر نامه

     


    پیوند دوستان
    وبلاگ دیگرم(شور شعر)
    لبگزه-استاد واحدی
    ترنم - بوی جوی مولیان
    خورشید خانوم-مجتبی لطفی
    برگباد- مهدیه سلیمانی
    لبخند نیشخند زهرخند-آرش بابایی
    سرّ سودا
    برگ بی برگی-نازنین جمشیدیان
    این انبوه سیب خورها...-حسن شیرعلی
    دیدار تو رویا نیست-سالم پور احمد
    کی اف
    کلاغ راست مغز-ابراهیم نریمان
    ققنوس
    شروعی دوباره-محمدحسام الدین مقدس زاده کرمانی
    نشانی
    کلبه ی دوستی
    شعر چهار پاره-سیما خشنو






    وضعیت من در یاهو
    یــــاهـو
    آمار